ما از ترس طرد شدن مدعی شدیم کسی هستیم که نبودیم.

ترس از طرد شدن تبدیل به ترس از مطلوب نبودن شد.

سرانجام ما به کسی تبدیل شدیم که در حقیقت نیستیم.

تبدیل به رونوشتی شدیم از باورهای مادر، پدر، معشوقه مان و جامعه…!


بزرگ ترین درسی که تو زندگیم گرفتم برای زمانیه که دوازده سالم بود...هم نیمکتیم برعکس من از زنگ انشاء فراری بود ...

 معلم بهش گفته بود اگه از هفته ی دیگه بدون انشاء بیاد دیگه حق نداره سر کلاس بشینه ... یک‌روز‌ قبل از زنگ انشاء وقتی بهش یادآوری‌کردم‌ حرفای معلم رو بهم گفت مریض بودم و نتونستم بنویسم ، میشه تو به جای من بنویسی؟! رفیقم بود ، می خواستم کمکش کنم ...‌‌ دفترش رو گرفتم و بهترین انشایی که می تونستم براش نوشتم... وقتی انشاش رو خوند گفت لطفت رو هیچوقت فراموش نمی کنم ... خوشحال شدم از اینکه تونسته بودم کمکش کنم...اما چند روز‌ بعد وقتی معلم موضوع انشاء گفت رفیقم رو کرد به منو گفت زحمتش با خودت ! تو خیلی خوب انشاء می نویسی ... جا خورده بودم ... دیگه مریض نبود که بخوام کمکش کنم ...


 خودش می تونست کارش رو انجام بده ... اولش گفتم نه ولی انقدر اصرار کرد که قبول کردم ... این داستان هر هفته تکرار می شد اما من دیگه از کمک کردن حس خوبی نداشتم چون دیگه به خواست خودم بهش کمک نمی کردم ...‌ پشیمون شده بودم از اینکه چرا از همون اول کمکش کردم... دفعه ی آخر دلمو زدم به دریا و گفتم نمی نویسم... انقدر ناراحت شد که رفاقت چند سالمون بهم خورد ...حالا بعد از این همه سال هنوز هستن آدمایی که پشیمونت می کنن از اینکه توی سختی و شرایط بد به دادشون رسیدی ... چون بعد از اون پرتوقع‌ میشن و هیچوقت نمی تونن ازت "نه" بشنون... دیگه کاری که براشون می کنی رو لطف نمی دونن و فکر می کنن وظیفه ای هست که باید بی چون و چرا انجامش بدی...

حالا سال هاست یکی تو گوشم میگه : هیچ وقت کاری نکن که لطفت تبدیل به وظیفشه...

ببخشید شکر میون هر کاری که دارید میکنید


دلار 11.2

سکه 4

خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من..

بزرگترین اختلاس جهان در فنلاند !


وزیر بهداشت فنلاند، به دلیل کشف فساد مالی اش، مجبور به استعفا شد، این وزیر فنلاندی به هزینه دولت، سه مرتبه با همسر خود، تماس تلفنی بین المللی برقرار کرده بود !

این حادثه باعث خشم و عصبانیت افکار عمومی و مطبوعات فنلاند شد، چرا که این فرد با سوء استفاده از جایگاه خود به عنوان وزیر کابینه، با هزینه پرداختی توسط مالیات دهندگان فنلاندی، سه مکالمه بین المللی شخصی انجام داده بود.


این وزیر فنلاندی نه تنها استعفا کرد، بلکه پرونده ای برای وی در دادگاه تشکیل و مجبور شد هزینه این سه تماس تلفنی بین المللی را بپردازد !


فنلاند رتبه 3 در برخورد با مفاسد اداری را داراست


فاصلمون زیاده زیاد !

زنانی که کتاب می‌‌خوانند،

 برای جوامع نابرابر و مرد سالار خطرناک اند ،

زیرا آنها با مطالعه می‌‌توانند

 دنیایی بهتر را تصور و برای به وجود آوردنش مبارزه کنند


#برتراند_راسل


برای بعضی ها گوشه ی دنجشان باشید!


برایِ آنان كه بايد؛ شبيه جايی باشيد، تا در شما آرام بگيرند؛ به چيزی فكر نكنند؛ نفس تازه كنند .

جایِ دنجِ يار باشيد و رفيقِ خوب،

شبيه بالكنی باشيد كه تنها نقطه ای از خانه است كه ميشود در آن نشست و ماه را ديد، شبيه آن نيمكتی باشيد كه در انتهای پارک زير درخت شاهتوت سايه ای بزرگ دارد و سنگفرش هایِ پارک به آنجا راهی ندارند، شبيه يک خانه قديمی باشيد،كه نمایِ آجريش را پيچکِ سبزی پوشانده و در انتهای يک بن بست در سكوتی عجيب است انگار نه انگار كه در شهر است .جایی برای آرامش.


خلاصه برای بعضی ها گوشه یِ دنجشان باشید

صابر ابر

ما آمده ایم در این دنیا که زندگی کنیم

خیلی از ما ۳۰ یا ۴۰ سال از عمرمان را نابود می کنیم به این بهانه که میخواهیم آینده بهتری داشته باشیم.


آینده کی یا کجاست ؟ کی به آرامش می رسم ؟ مگر در آینده من میتوانم در یک روز به جایِ یک ناهار دو تا ناهار بخورم؟ یا به جایِ یک لباس،  سه تا لباس رویِ هم بپوشم؟


 تا کی و کجا حال را، برایِ آینده بهتر خراب کنم؟!


به اندازه برای آینده نگران باشیم و تلاش کنیم‌.

زندگی مقصد نیست

زندگی یک راه است

زندگی یک جاده است

که باید تا آخرِ عمر در این جاده پیش برویم تا زمانیکه حذف شویم.


ما به این دنیا نیامده ایم که

تمامِ عمرمان را برایِ آینده

درس بخوانیم و کار یا پس انداز کنیم.


ما به این دنیا نیامده ایم که مانند ماشین فقط به دنبال آینده باشیم.


از زندگی باید لذت برد.....

"اکنون" هدیه ای در دستان ماست. آن را قدر بدانیم و

این اندیشه را به فرزندانمان انتقال دهیم.

بیایید از این به بعد نپرسیم:


از دخترها نپرسیم چرا ازدواج نمیکنی؟

وقتی ازدواج کردند، نپرسیم کی بچه دار می شید؟


وقتی بچه دار شدند نپرسیم کی براش یه همبازی میاری؟

از بچه ها نپرسیم: مامانو بیشتر دوست داری یا باباتو؟


در تربیت فرزند دیگران، حتی نوه هایمان هیچ دخالتی نکنیم

هرگاه برای تولد بچه ای کادو میبرید، اگر خواهر یا برادری دارد، حتما برای آنها هم چیزی ببرید


در مترو و اتوبوس به افراد زل نزنید

موقع رانندگی، داخل ماشین بغلی را نگاه نکنید


وقتی چراغ سبز میشود، با بوق اعلان نکنید

به رانندگی خانوم ها خرده نگیرید


وقتی دوستانتان را بعد مدتی میبینید، هرگز نگویید: چقدر پیر شدی یا از بین رفتی.

پول های شما برای بانکهای شهر نیست بیشتر خرج خودتان کنید و تا جایی که امکان دارد، به مسافرت بروید



یک نذری قشنگ


به مدارس عادی ابتدایی محلات فقیر نشین بروید و از مسئولین و مدیر

مدرسه بخواهید کودکان بی بضاعت دانش آموز را به شما معرفی کنند .


بدون شک دانش آموزان خردسال بسیار نیازمندی  را خواهیم یافت که

حتی توانایی خرید کتاب های درسی  وپرداخت حق بیمه سالانه و توان

تهیه پوشه و محتوای کار ، لوازم التحریر ، کیف ،کفش و پوشاک

مایحتاجشان را ندارند


خواهید دید که حجم نیازهای تحصیلیشان در دیدگاه شما بسیار کم خواهد

بود ولی برای آنان و برخی که دارای سرپرست مستضعف هستند بار

سنگینی در زندگیشان هست، مقادیری که قادر به پرداخت آنها هستید را

پرداخت کنید


 حتی اگر توانستید هزینه جزئی از آن ملزومات را پرداخت کنید. هر ماه یا

هر وقت توانستید این کار را  انجام بدهید تا این خیر شامل تعداد زیادی از

این طفلان محصل نیازمند شود.


اگر قادر به این کار نیستید این ایده و فکر را نشردهید ، شاید دیگران

بتوانند به آن عمل کنند.

اطمینان داشته باشید ارزش این کاراز پخش غذای نذری در مساجد کمتر

نیست.